








|
|
|||||
|
|||||
|
با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
نوشته شده توسط علی سیاوند در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 9:3 بعد از ظهر | لینک ثابت |
بهت گفتم تنهام نذار و نرو حالا که می ری.......
نوشته شده توسط علی سیاوند در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 8:55 بعد از ظهر | لینک ثابت |
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش اگه تويي اون كه فقط دلم مي خوات منو ببخش منو ببخش اگه شبها ستاره ها رو مي شمارم منو ببخش اگه بهت خيلي ميگم دوست دارم منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم منو ببخش اگه شبها فقط تو رو خواب مي بينم اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش اگه تويي اون كه فقط دلم مي خوات منو ببخش منو ببخش اگه واسه چشماي تو خيلي كمم تو يك فرشته اي و من خيلي باشم يك آدمم منو ببخش اگه برات مي ميرم و زنده مي شم اگه با ديوونه گي هام پيش تو شرمنده مي شم منو ببخش اگه همش مي سپارمت دسته خدا اگه پيش غريبه ها به جاي تو مي گم شما منو ببخش من نمي خوام تو رو به ماه نشون بدن نشوني تو نه به شب و نه دسته آسمون بدن منو ببخش اگه ميخوام تو رو فقط واسه خودم ببخش اگه كمم ولي..... زيادي عاشقت شدم اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش اگه تويي اون كه فقط دلم مي خوات منو ببخش
نوشته شده توسط علی سیاوند در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 12:30 بعد از ظهر | لینک ثابت |
کاش می شد اشک را تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد کاش می شد در میان لحظه ها لحظه ی دیدار را نزدیک کرد
نوشته شده توسط علی سیاوند در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 ساعت 7:43 بعد از ظهر | لینک ثابت |
گدای ملک عشقم پادشاهی را نمی خواهم
نوشته شده توسط علی سیاوند در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 10:8 بعد از ظهر | لینک ثابت |
Did you know that those who appear to be very strong in heart, are real weak and most susceptible? Did you know that the , Sorry and help me Did you know that those who dress in red are more confident in themselves? Did you know that those who dress in yellow are those that enjoy their beauty? Did you know that those who dress in black, are those who want to be unnoticed and need your help and understanding? Did you know that when you help someone, the help is returned in two folds? Did you know that it's easier to say what you feel in writing than saying it to someone in the face? But did you know that it has more value when you say it to their face? Did you know that if you ask for something in faith, your wishes are granted? Did you know that you can make your dreams come true, like falling in love, becoming rich, staying healthy, if you ask for it by faith, and if you really knew, you'd be surprised by what you could do. But don't believe everything I tell you, until you try it for yourself, if you know someone that is in need of something that I mentioned, and you know that you can help, you'll see that it will be returned in two-fold. نظرم یادتون نره
نوشته شده توسط علی سیاوند در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 7:28 بعد از ظهر | لینک ثابت |
سلام خدا خیلییییییییییییی نامردیه دوستمو از من بگیری خدا حسنو خیلیا دوست داشتن چجوری دلت اومد اونو فقط واسه خودت بخوای خدا کو مهربونیت؟؟؟ دل من هیچ - زنش پس چی میشه؟ - آخه اون تازه عروسی کرده بود گناهش چی بود خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
نوشته شده توسط علی سیاوند در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 7:12 بعد از ظهر | لینک ثابت |
كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند
بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگهای هوا را تر كند
بشكند در هم طلسم كهنه ی این باغ را
شاخه های خشك بی بار دعا را تر كند
مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها تا نا كجا را تر كند
چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران كه می بارد شما را تر كند
نوشته شده توسط علی سیاوند در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 10:34 بعد از ظهر | لینک ثابت |
دلم خواهد همه سوزم تو باشی
نوشته شده توسط علی سیاوند در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 10:17 بعد از ظهر | لینک ثابت |
سلام سلامی به گرمی قلبت که الان دور از منه. ولی کنارم احساسش می کنم. مهربوی هاش رو خوب می فهمم. وقتی تنهام فقط صدای موبایلم خوشحالم می کنه. آخه تنها کسی که بهم زنگ می زنه تویی عزیزکم منتظر اومدنت هستم.
نوشته شده توسط علی سیاوند در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 8:17 بعد از ظهر | لینک ثابت |
میدونی چه قدر سخته یکیو دوست داشته باشیو نتونی ببینیش میدونی چقدر سخته یکیو داشته باشی ولی نتونی باهاش حرف بزنی می دونی چقدر سخته تو فکر کنی یکی رو داری ولی نداشته باشی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی سیاوند در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 10:18 بعد از ظهر | لینک ثابت |
پسرکی بر روی تخته سیاه دو خط موازی کشید خط اول به خط دوم گفت: ما می توانیم با هم زندگی خوبی داشته باشیم خط دوم قلبش تپید و لرزان گفت: بهترین زندگی؟ در همین لحظه معلم فریاد زد: دو خط موازی هیچ گاه به هم نمی رسند و بچه ها فریاد زدند: دو خط موازی هیچ گاه به هم نمی رسند مگر اینکه یکی از آنها بخاطر دیگری خود را بشکند
نوشته شده توسط علی سیاوند در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 10:24 بعد از ظهر | لینک ثابت |
وقتی خدا بهت می گه: باشه ؛ چیزی رو که می خوای بهت میده
نوشته شده توسط علی سیاوند در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 9:46 بعد از ظهر | لینک ثابت |
موج گيست مي برد جان و دلم مانده ام بي تو کنار سايه ها چشم تو درياست درياي جنون گم شدم بارها در ان درياي خود گم شدم در چشم تو اي نازنين باز کن چشمان خود من را ببين دست تو خود خود آرامشه دستتا بمن ندي قلب من آروم نميشه مي دوني اگه من و تو ما نشيم دفتر عشق ديگه بسته مي شه!!!
نوشته شده توسط علی سیاوند در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 2:0 بعد از ظهر | لینک ثابت |
ღღ می نویسم (( دیدار )) ღღ ღღ تو اگر بی من و دلتنگ منی ... یك به یك فاصله ها را بردار ღღ
نوشته شده توسط علی سیاوند در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 1:47 بعد از ظهر | لینک ثابت |
خیلی دوست دارم گلم کاشکی بدونی الانم فقط به خاطر تو آپ می کنم
نوشته شده توسط علی سیاوند در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 10:19 بعد از ظهر | لینک ثابت |
داني كه چرا زميوه ها سيب نكوست نيمش رخ عاشق است و نيمش رخ دوست آن زردي و سرخي كه درآن مي بيني زردي رخ عاشق است و سرخي رخ دوست. آن دوست كه بي وفاست دشمن به از اوست... آن نقره كه بي بهاست آهن به از اوست
نوشته شده توسط علی سیاوند در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 10:13 بعد از ظهر | لینک ثابت |
"باید اعتراف کنم:
نوشته شده توسط علی سیاوند در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 3:54 بعد از ظهر | لینک ثابت |
نوشته شده توسط علی سیاوند در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 3:40 بعد از ظهر | لینک ثابت |
خدایا تو را می پرستم و تنها تو را دوست دارم خدایا به من قدرتی عطا کن که بتوانم آن باشم که تو می خواهی . خدایا تو را در بی کسیهایم به چشم دل نظاره گر بوده ام ، چگونه باید تو را بخوانم؟ خود نمی دانم. خدایا این تویی که همه ی وجودم را به تو تقدیم می کنم
نوشته شده توسط علی سیاوند در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 3:8 بعد از ظهر | لینک ثابت |
|
درباره وبلاگ
![]()
به برگ خيره شده بود و بر لب چيزي زمزمه مي كرد. باد تندي وزيد و زمزمه اش را خاموش كرد. كاش مي دانست كه نمي بايست به برگ هاي پاييزي دل سپرد ... و عشقش زير پاي عابران، له شد.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
پیوندها
بچه های کلاس شهرسازی(خودم)
شورای عالی شهر سازی گوگل دوست یابی چت کد دانستنی ها پر طرف دار ترین وبلاگ در سال 85 قالب مسافر عاشق(خودم) استقلال(خودم) عشق موبایل chat naghme (ایستگاه علافی)ستاره جون طوبای محبت قصر یخ زده(یلدا) تنهایی یه عاشق(loneli) مهدیه تنهاترین آدم(آرزو) رد پای احساس(مهناز) live-is-love--pedi دو عاشق پاک باز(محمد-عسل) دیگه چی از موبایل می خوای(خودم) دایره(ماندالا) مسافر تنها(وبلاگه بر و بچ) دریا(نگار) یه عاشق(مریم) انرژی درمانی(هدیپ) یک عاشقانه آرام(طاهره) وبلاگی برای همه(سوده) مداد رنگی(نرگس) آشنایی از حریر(آنیم و آنیما) آیدا یکی یدونه همیشه عاشق همیشه تنها(شیرین) به نام خدا(مژده) عاشقانه برای تو می نویسم(فریبا) فقط دختر = ضد دختر(تینا) حرفای یه دختر غمگین(یاسمین) بلگفا تنهایی بی حد و مرز(سحر) بهار جون دختری تنها منو دوتا آبجیم صدا کن مرا..(رها رضایی) شاگرد تنبل خانم معلم sona آهنگ صنایع چوب (خودمو هادی) غم نگاه(مصطفی) محمد برنامه وب آپولود اطلاعات موبایل آیکون . mahtab film مهنوش mahtab ستاره نقره ای :: قالب وبلاگ بلگفا :: امکانات
| ||||